تبليغاتX
پریسا و پارسا - شعرهای کودکانه 2

يه روز يه آقا خرگوشه

يه روز يه آقا خرگوشه
اومد دمه خونه موشه
موشه دويد تو سوراخ
خرگوشه گفت: آخ
وايسا جونم كارت دارم
من خرگوش بي ازارم
کاریت ندارم
از سوراخت بيا بيرون
نميخواي مهمون
مادر موشه عاقل بود
زني باهوش و كامل بود
نگاهي كرد به مهمون
گفت به بچه موش:
نترس جونم اون مهمونه
خيلي خوب و مهربونه
زود برو به اون سلام كن
بيارش خونه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/03ساعت 1:2  توسط آزاده  |